وجه تمايز شما با ساير افراد چيست و چرا مردم بايد به جاي رقبايتان، شما و كسب و كارتان را انتخاب كنند؟ اينها سوالاتي هستند كه هميشه بايد از خودتان بپرسيد و به عنوان مدیر یک کسب و کار و یا كارآفرين هميشه به دنبال راههايي باید باشید تا مزيت رقابتی و راهبردی خود را افزايش دهيد.
مزيت رقابتی ميتواند زندگي و كسب و كار شما را زير و رو كند، ولي به شرطي كه بتوانيد از تمام مزاياي آن استفاده كنيد.
در اقتصاد جديد چالشبرانگيز و بخصوص در دنياي كسب و كار، به هر مزيتي كه بتوانيد به دست آوريد نياز داريد. كسب مزيت رقابتي كار سادهاي نيست و تقريبا هميشه هرج و مرج و آشفتگي وجود خواهد داشت، ولي روزهاي اوج آن بيشتر از روزهاي سخت است. در ادامه پنج روش مطرح شده كه به عنوان يك مدیر و یا كارآفرين، با مقاومت در برابر شكست بتوانيد به مزيت رقابتي دست پيدا كنيد:
1 . جایگاه یابی و تثبیت موقعیت، بهتر از جستجوي مشتري است.
همهي افراد به دنبال مشتريان احتمالي، مشتريان وفادار و مشتريان موقت هستند. اين فرايند بيپايان در نهايت عمر شما را هدر خواهد داد و سنجش آن هم سخت است. براي اينكه به هدف كسب و كار خود نزديك شويد يك راه سادهتر هم وجود دارد و آن هم اين است كه در زمينهي كاري خود، جايگاهسازي كرده و موقعيت خودتان را به عنوان يك قدرت پيشرو، متخصص، كارشناس، يا مشاور مورد اعتماد تثبيت كنيد. اين كار، به يك اقدام برنامهريزيشده و استراتژيك نياز دارد ولي در نهايت سود بسيار زيادي نصيب شما خواهد كرد.
وقتي مردم شما را به عنوان يك متخصص بشناسند به سمتتان خواهند آمد و در مقابل، شما هم پيگير آنها خواهيد شد. نخبه و منحصر به فرد باشيد و كاري كنيد كه ديگران به همكاري با شما افتخار كنند.
2 . طرح ها شکست می خورند، ولي حرکت و تغییر وضعیت رو به جلو خیر.
جایگاه یابی مجدد کنید؛ موقعيت كسب و كار خود را تغيير دهيد و براي آن موضعی اختصاصی ایجاد كنيد. مثلا اگر به ديسني فكر كنيد متوجه ميشويد كه فعاليت اين شركت در مورد فيلم، پاركهاي تفريحي، يا كشتي نيست، بلكه اين شركت جايي است كه "روياها در آن به واقعيت تبديل ميشوند". به اين فكر كنيد كه شركت مواد غذايي Subway چطور از يك زنجيرهي فستفود به يك برنامهي كاهش وزن تبديل شد.
كارآفرينان هميشه در ماموريتي كه بزرگتر از حد خودشان است به دنبال جذب استعدادهاي برتر هستند. وقتي شما درگير يك تغيير موقعيت يا هدفي بزرگتر از حد خودتان ميشويد زندگي بيشتر معنادار ميگردد.
3 . از تجربيات و اكتشافات ديگران هم استفاده كنيد.
نيازي نيست كه چرخ را دوباره اختراع كنيد، و لازم هم نيست همه چيز را به تنهايي كشف كنيد. چيزي را كه هنوز هم كار ميكند و موثر است پيدا كرده و قابليتهاي بهتري به آن اضافه كنيد.
"يك پنگوئن نميتواند زرافه شود. پس تا جايي كه ميتوانيد فقط سعي كنيد بهترين پنگوئن باشيد. "
يك شخص باهوش از اشتباهاتش درس ميگيرد. همهي افراد موفق هم اينطور هستند، ولي فرق آنها اين است كه آنها ميخواهند از اشتباهات ديگران، چيزهايي بزرگ و در سطح جهاني ياد بگيرند و بنابراين مي توانند منحني يادگيري خودشان را كوتاهتر كنند و زمان خود را زياد هدر ندهند.
4 . تیم تان را توسعه دهيد.
يكي از بزرگترين منحنيهاي يادگيرياي كه به عنوان يك كارآفرين جوان از آن عبور كردم، اين بود كه متوجه شدم نميتوانم تمام كارها را خودم به تنهايي انجام دهم. شما نه تنها به يك تيم يكپارچه در اطراف خود نياز داريد بلكه بايد بدانيد كه چطور ميتوانيد آن تيم را توسعه داده و رهبري كنيد.
حتما تا به حال هنگام تماشاي مسابقات ورزشي متوجه شدهايد كه اعضاي تيمهاي موفق خيلي خوب با هم بازي ميكنند و همكاري تيمي خوبي دارند، از هم تعريف ميكنند و همهي آنها بر يك چيز تمركز دارند و آن هم برنده شدن است. در مورد كسب و كار و زندگي هم همينطور است. كساني كه با آنها روابط نزديكتري داريد و با آنها بيشتر در ارتباط هستيد، تيم شما محسوب ميشوند.
براي اينكه خيالتان راحت شود و مطمئن شويد كه يك "تيم رويايي" داريد، چه كسي بايد در تيم شما باشد؟ تمام افراد موفق، تيمهاي مسلطي دارند و افراد حامي و پشتيبان نيز در اطرافشان وجود دارد كه نقاط قوت آنها را بيان كرده و نقاط ضعفشان را برطرف ميكنند.
5 . حاميان و طرفداران آتشين براي خود ايجاد كنيد.
وقتي به چيزي نياز داريد ممكن است بازار نتواند به اين نياز شما پاسخ دهد. كسب و كار يعني مديريت وعدهها و اگر شما بتوانيد به تمام مشتريانتان وعده داده و به اين وعدهها عمل كنيد، در راس بازي قرار داريد. يافتن يك مشتري جديد، بسيار پر هزينهتر از نگه داشتن مشتري فعلي و توجه به آن است.
هدف كسب و كار اين است كه حاميان و طرفداران آتشيني ايجاد كنيد كه تلاش كنند كاري كه شما انجام ميدهيد را ترويج كنند و اين كار را نه به خاطر خواست شما، بلكه با ميل خودشان انجام دهند. هر كسي كه در سازمان شماست ميتواند بر خدمات پشتيباني از مشتري تاثير بگذارد(از پذيرش و اتاق پستي گرفته تا دفتر مدير عامل شركت). شما بايد فرهنگي ايجاد كنيد كه افراد، با شور و اشتياق نيازهاي مشتريان را تامين كنند.
منبع: سایت Entrepreneur.com